اخبار

سخنرانی ریاست محترم مرکز در جمع فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

سخنرانی ریاست محترم مرکز در جمع فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
مسجد پایگاه ویژه اسلام برای ترویج دین، تبیین معارف، سازماندهی مومنین است و هم جنبه صیانت، حفاظت و سنگر بودنش اهمیت دارد.هر جا که جلسه­ای به نام مسجد تشکیل شود آن جلسه متفاوت خواهد بود زیرا مسجد مقوله متفاوت است. مشکلاتی که گاهی اوقات در مورد مسجد پیش می­آید ممکن است ناشی از غفلت ما در عمل به این آیه باشد: ما این آیه کریمه را تلاوت کرده­ایم ولی شاید از توجه واقعی و عملی غافل شده باشیم. مسجد جای عرضه خود، عنوان و پرچم خود نیست؛ مسجد جای خواندن خداست؛ فقط!

 

 

جلسه امروز جلسه مهمی است. هر جا که جلسه­ای به نام مسجد تشکیل شود آن جلسه متفاوت خواهد بود زیرا مسجد مقوله متفاوت است. مسجد موضوعی عادی نیست. هرجا که ما برای دغدغه­ها و مسائل مشترک، در رابطه با حمله­ها و تهاجم­هایی که به کیان فکری، اعتقادی و اخلاقی ما می­شود دور هم جمع شویم در آنجا بحث مسجد به میان می­آید. هر جا که بخواهیم برای تربیت خود و نسل آینده فکرکنیم نام مسجد به میان می­آید. هر جا برای جامعه­سازی، تمدن­سازی اسلامی و مسئله ظهور و... بخواهیم همفکری کنیم باز مساله مسجد مطرح می­شود و اگرنشود  آن کار عقیم خواهد ماند  و به جایی نمی­رسد.

   مسجد پایگاه ویژه اسلام برای ترویج، تبیین معارف، سازماندهی مومنین است و هم جنبه صیانت، حفاظت و سنگر بودنش اهمیت دارد.

دوستان عزیز ما کاملا با نگاه اسلام به مسجد ومسجد طراز انس دارند و آشنا هستند؛ اگر چه خیلی بیشتر از اینها باید آشنا شویم که با سطح مناسب و جایگاه شایسته در شناخت مسجد فاصله داریم. خود این موضوع، سرفصلی است که باید در دستور کار ما قرار داشته باشد: موضوع مسجد، شناخت مسجد، ظرفیت­ها و کارهایی که در این زمینه باید انجام شود.

 وقتی ظرفیت مسجد و تجربه­ای را که از گذشته داریم ملاحظه می­کنیم،  امروز که بحث­های بین­الملل اسلامی و شیعی از منظر ساخت تمدن اسلامی، نزدیک شدن به یوم الخلاص و عصر ظهور، سازماندهی­های درونی جامعه اسلامی و دوستداران اهل بیت و پیچیده­تر شدن شرایط رویارویی بین اسلام و کفر مطرح است می­بینیم که نقش مسجد باید دوباره تعریف شود.

در مورد این موضوع بیشتر باید بحث شود، به رسمیت شناخته شود و مورد باور قرار گیرد. بحمدالله در این زمینه سالهاست که تجربیاتی بسیار خوب داریم. دیده­ایم که مساجد توانسته­اند نقش بهتری را ایفا کنند و ثمرات و برکاتش را همه ما مشاهده کرده­ایم.

 مشکلاتی که گاهی اوقات در مورد مسجد پیش می­آید ممکن است ناشی از غفلت ما در عمل به این آیه باشد: ما این آیه کریمه را تلاوت کرده­ایم ولی شاید از توجه واقعی و  عملی غافل شده باشیم. مسجد جای عرضه خود، عنوان و پرچم خود نیست؛ مسجد جای خواندن خداست؛ فقط!

فرمود: و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا ( سوره جن آیه 18)

این آیه شریفه، یک پیام درونی دارد. بحث این نیست که در مسجد شرک اکبر اتفاق بیفتد. واضح است که مسجد در بافت جامعه اسلامی و ایمانی قرار گرفته است. این آیه کریمه علی القاعده دارد جامعه مومنین را راهنمایی می‌کند. خطاب به مومنین می‌گوید: مسجد جای اینکه اسم دیگری برده شود نیست. آنجا جایی است  که همه باید به خدای متعال توجه کنند زیرا آنجا خانه خداست. همه وقتی به مسجد می­آیند باید بدنبال اعلای کلمه الله باشند.  هر مسجدی باید خودش را در آن هدف توحیدی ذوب کند؛ یعنی توقع داشته باشد که چنین احساسی برایش پیدا شود.

 مثلا اگر من بایستم و بگویم من امام جماعت هستم و با این حرف بخواهم خودم را مطرح کنم، خراب می­شوم و کار خراب می‌شود. اگر بخواهم مردم را به خود، سلیقه‌های خود، به کیش شخصیت خودم فرا بخوانم این دیگر دعوت به الله تبارک و تعالی نیست لکه به چیز دیگری دعوت صورت گرفته است.

اگر یک دوستی به عنوان مثلا پایگاه بسیج بخواهد عنوان خاصی را برافراشته کند و آنرا برجسته کند، شخصی بخواهد خودش را مطرح کند این دعوت به خدای متعال نیست،این کارخواندن نام‌هایی غیر از خداست؛ « ان هی الا اسماء سمیتموها انتم ».

    برای خواندن خدای متعال همه باید به هدفهای توحیدی توجه داشته باشند و اینکه آیا این کاری که انجام می‌شود به اهداف ایمانی و الهی کمک میکند یا نه؟ اگر آن جهت تقویت شود، عناوین متعدد نگران­کننده نیست. اگر آن هدف توحیدی تقویت شود این عناوین نگران کننده نیستند ولی وقتی آن جنبه لحاظ نشود یا تضعیف گردد هر چه عناوین متکثر شود اشکالات هم به همان نسبت بیشتر خواهد ‌شد.

 بنا بر اینست که هر کسی به مسجد می­آید مسجدی شود.

 پایگاههای بسیج در حقیقت هسته ویژه وفاداران به آرمانهای الهی، انبیاء، پیامبراعظم(ص) و اولیای خداست؛ یعنی حلقه اصلی وفاداران به مسجد که از حسن اتفاق به خاطر ظرفیت ویژه  بسیج نوعا از نسل جدید تشکیل می‌شود.

نکته­ای را که رهبر عزیز و عالیقدرمان هوشمندانه فرمودند که پایگاه­ها نباید از مساجد خارج شود به این دلیل است که مسجد اولا: اینها را به آن نقطه امن، کلیدی، ریشه دار و اساسی ملحق نموده و از ایشان صیانت می‌کند، ثانیا: فرض براین است که حضور ایشان بتواند رونق­بخش فضای مسجد باشد. به عبارتی در عمران معنوی مسجد اینها حضور داشته باشند.

وقتی بسیج در مسجد است یعنی صف‌های شلوغ­تر، صف‌های نماز با شکوه­تر و آراسته­تر است، زیرا این مسجد جمعی از خادمان خاص را پیدا کرده است.

من اصلا برای پایگاه مسجد فقط شان خادمی قائل هستم؛ چنانکه امام جماعت هم به شرف خادمی موسوم است. شیخ الانبیاء هم به چنین شرفی مشرف شده است.مگر خطاب به ابراهیم و اسماعیل علیهماالسلام نفرمود؟ «ان طهرا بیتی للطائفین و القائمین والرکع السجود». بنابراین اینها به مسجد که می­آیند فکرشان فقط باید این باشد که چه کار کنیم تا مسجد رونق پیدا کند؟

سیاستگذاری  عزیزان ما در سپاه در سطح کلان، لشگر‌ها و دیگر تقسیماتی که دارند باید این باشد که برایند همه اقدامات به رونق، عمران و فعال­سازی مسجد منجر شود.

ما افتخار بسیجی بودن لشگر سرافراز و سلحشور حضرت سید الشهداء(ع) را در قدیم و وقتی فقط یک تیپ بود داریم. بخشی از خاطرات ما در دوره دفاع مقدس به همین مجموعه مربوط است. امروز هم که آمدم حس خوبی پیدا کردم.

این آن نکته کلیدی است که اگر مسجد به معنای دقیق کلمه آباد شود

با توجه به توضیحی که عرض شد همه چیز آباد می‌شود. اگر مسجد آباد و ملحق به بیت معمور باشد؛ به آن شبکه ولایی متصل و حضور داشته باشد آنگاه همه چیز آباد می‌شود. در نتیجه فکر آباد می‌شود، اخلاق آباد و آینده تضمین می‌شود. همه اینها در گرو مسجدی آباد است. آبادانی مسجد در اعلای کلمه الله و ذکر الله است. عزیزان ما که به عنوان پایگاه بسیج در مسجد حضور دارند باید تمام هم و غمشان این باشد؛ نه اینکه پایگاه در مسجد برای پیگیری امور دیگر باشد. پایگاه در مسجد برای رونق­بخشی به خانه خداست. در این­صورت افراد احساس می­کنند: ما خادمان خانه خدا هستیم. شست وشو، تمیز کردن، مرتب و معطر کردن، خوشگل­سازی و تزئین مسجد تا ایجاد جاذبه برای حضور جوانان و تنظیم صفوف و هر کار دیگری که می‌شود انجام داد تا آماده کردن سفره‌های محتوایی در مسجد و کمک کردن به رونق فرهنگی مسجد و... همه در این مسیر قرار می­گیرد.

    اگر این نگاه تقویت شود که بحمدالله وجود دارد شما خواهید دید که کار درست پیش می­رود.

ساز و کار داخلی مسجد تعریف شده است. عزیزانی که به مسجد می­آیند می­دانند که مسجد به محور امام است. مسجد خادمی ویژه به­نام امام جماعت دارد که به یک شبکه روحانیتی تعریف شده متصل است. امام جماعت محور برنامه‌های مسجد است. شما این­ها را می­دانید و اصلا به توضیح بیشتر نیازی نیست. در چنین فضایی کار کردن، مدل خاصی پیدا می‌نماید. این چیزی نیست که از بیرون تعبیه ‌شود و بعد با بیرون هماهنگ گردد بلکه از بیرون حمایت و در دورن هماهنگ می‌شود.

در پایگاه تمام حواس­ها به اینست که من باید با امام جماعت مسجد کار کنم.

در بعضی موارد مشکلاتی هم وجود دارد که گاهی به سن و سال بالا و پیری مربوط می‌شود گاهی به سلیقه‌های خاص و یک وقت اشکالات شخصیتی و... مربوط می‌شود.

    تعبیر زیبایی را بعضی از دوستان به کار بردند. ار اینجا باید در درجه اول آن اشکال به شکل درونی در مسجد تحمل شود و بعد به صورت پیرامونی برای علاج آن فکر شود.

 این در جای خود محفوظ است و چیزی نیست که کسی بگوید که نه این­را قبول نداریم و تحت هر شرایطی همه باید با آن یک نفر هماهنگ باشند.

ممکن است شما بگویید: این هماهنگی نهایتا به تضعیف بنیه مسجد منجر می‌شود. در این صورت مرکز وظیفه پیگیری را پیدا می‌کند. ضمنا شما این ملاحظه را دارید و می­دانید که کار مرکز کار پیچیده­ای است؛ کار بخشنامه­ای و دستوری نیست، صلاح هم نیست که اینگونه باشد بلکه باید با روشهای اقناعی و با چیدن مقدمات و یافتن شیوه درست اینطور کارها به سرانجامی مناسب برسد.

    وقتی که در موردی اجماع وجود داشته باشد و همه ما روی آن کار توافق داشته باشیم آن کار انجام می‌شود.  با این ساز و کار هیچ وقت فضای مسجد آسیب نمی­بیند و همه روال کار را می­دانند.

    هر کسی هم در جای خودش قرار گرفته است. ساختاری که تحت عنوان شورای فرهنگی ایجاد شده است مدلی است که پس از همفکری‌ها، مطالعات و مشورت‌ها به آن رسیده­اند. شورایی که با حضور همه افرادی که نسبت به فعال­سازی و افزایش ظرفیت‌های گوناگون مسجد دغدغه­مند و علاقمند هستند تشکیل می­شود.

در این شورا ظرفیت­های علمی، اجتماعی، فرهنگی شناسایی می­شود. عنوان فرهنگی شامل عناوین اجتماعی، آموزشی، علمی، سیاسی و عناصر مختلفی که به مسجد مربوط هستند می­باشد.

این جمع­بندی که دوستان به آن رسیدند تجربه بسیار خوبی است برای اینکه فضای داخلی مساجد انشاالله هم به لحاظ هماهنگی‌ها و هم از نظر تولید جاذبه از این که هست بهتر شود.

پس همه ما به این ساختار مقید باشیم. مبنای ما در این موضوع این باید باشد که در خدمت مسجد باشیم تا مسجد فعال شود و رونق پیدا کند. موفق بودن این ساختار وقتی خودش را نشان می­دهد که نماز با شکوه­تر، مرتب­تر از قبل برگزار شود.

کارویژه مسجد در درجه اول نماز است. اگر در در حاشیه مسجد و اطرافش کارهای متفرقه انجام ­شود ولی نمازش نماز نباشد آن­وقت چیز خنده­داری می‌شود، یعنی اگر کسی از بیرون نگاه کند واقعا یک چیز مضحکی را می­بیند.

 همه برنامه‌های مسجد خود را در صف‌های باشکوه­تر، متنوع­تر، جذاب­تر، منظم­تر و با ازدحام بیشتر خودش را نشان می­دهد.

 برآیند و محصول همه کارهایی که ما انجام می­دهیم وقتی است که با مراجعه به مسجد ببینیم این مسجد معمور و آباد است. از کجا بفهمیم که آباد است؟ از نمازش.

اگر به مسجدی مراجعه کنیم که بگویند پایگاهش فعال است، کانون آن هم در رده خود فعال و رضایت­بخش ارزیابی شود، یعنی تعداد زیادی عضو جمع کرده است و برنامه­ریزی دارد اما در همان مسجد از نماز خبری نباشد یعنی نمازش متوسط و یا ضعیف باشد، معنایش این است که عذرخواهی می­کنم از نظر ما در این مسجد هیچ اتفاقی نیفتاده و چیز مهمی رخ نداده است.

قبولی مسجد به زنده بودن صحن، شبستان و نماز مسجد است. ممکن است اتفاق نظری پیش بیاید که اشکال رونق نگرفتن مسجدی مربوط به امام جماعت است، ایشون عایق است؛ رفتارش دافعه دارد، مواضعش با نظام هماهنگ نیست، نسبت به رهبری ملاحظاتی دارد و... آنجاست که همه ما باید دست به دست هم بدهیم و مساله را حل کنیم والا آنجا کسی نمره قبولی نخواهد گرفت.

گاهی دوستان بسیج مراجعه داشته­اند و من با عزیزان صحبت کرده­ام، گفتم: شما که می­گویید که حاج آقا در برنامه‌ها با ما همراهی نمی‌کند، خوب آیا این مسئله­ای است که شما آنرا اینقدر بزرگ می­کنید؟

 بچه‌ها وقتی که نماز جماعت برقرار است مشغول چه کار مهم دیگری هستند؟ گفتند: حاج آقا بچه­ها هستند اما در اتاق بسیج و پایگاه و گوشه کنارها هستند اما در صحن مسجد و نماز نیستند.

 می­پرسم: اگر حاج آقا را نمی پسندید عیب نداره! ولی عدالتش را که قبول دارید باید در نماز شرکت کنید.

 همه کارهای ما در درجه اول منحصر می‌شود به نماز و اینجا باید خودش را نشان بدهد. اگر نماز باشکوه برگزار شود آنگاه آن مسجد، مسجد می‌شود وگرنه عذرخواهی میکنم مسجد می‌شود یک پاتوق.

برای هرجای دیگر که می­گفتیم  بچه‌ها جمع می­شدند و مثلا فعالیت­های داشتند. این مسجد نیست!  مسجد به شکوه جماعت،حضور وتاثیر آن است. عذرخواهی می­کنم، چون ازاین موارد نمونه داریم عرض می­کنم.  نمونه‌های است که شما هم در ذهنتان دارید و ماها به آن مبتلاییم.

    الان با تهدید‌هایی جدی مواجه هستیم.  سردار در بیاناتشان فرمودند و بعضی از دوستان اشاره کردند. کار ما در آینده پیچیده­تر خواهد شد. جنگ ما هر روز دارد فرهنگی­تر می‌شود.

 اخیرا در بیانات رهبر عزیز و عالیقدر در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی داشتند شنیدید و جزء آن مطالبی است که باید هر کدام از ما چندین بار بخوانیم. خیال نکنیم که مثلا اگر یک­بار از رادیو یا تلویزیون شنیدیم یا در گوشه روزنامه دیدیم کافی است! نه!  این سخنان مانند سندی هستند که خطوط اصلی را به ما نشان می­دهد.

      یک فصل از آن بیانات راجع به تهاجم فرهنگی است. ایشان فرمودند: مطلبی را که ما سالها قبل گفته بودیم حالاخودش را نشان می­دهد. الان درجامعه هست و ای­کاشی آن­هایی که درحوزه‌ها و دانشگاهها، نخبگان و مسئولین باید می‌فهمیدند و خود ما‌ هم زودتر می‌فهمیدیم و وظیفه­مان را درست انجام می­دادیم. اگر چنین می­کردیم و جدی می­گرفتیم شرایط ما مطمئنا الان شرایط دیگری بود.

    آقا روحی فداه حتی عناوین را هم متنوع کردند تا شاید ما متوجه شویم اما نشدیم. یک بار گفتند تهاجم، بار دیگر فرمودند: شبیخون، در نوبت دیگر گفتند: ناتو و از هر امکانی که وجود داشت استفاده کردند که ما را متوجه این خطر بزرگ که در پیش است بکنند اما حالا خودش را نشان داده است. البته کارهایی هم شد ولی نسبت به آن چه که باید می­شد کوچک است. از این به بعد کار خطرناک­تر است.  نکته اینجاست که دشمن از جمع­بندی یک فهرست طولانی از مباحث و تحلیل‌ها به این جمله رسیده است : دشمن از اینکه بتواند در بخش­های نظامی، اقتصادی و سخت در کوتاه مدت یا میان مدت بر ما غلبه کند تقریبا ناامید است؛ نه تقریبا بلکه تحقیقا ناامید است. البته آنها تلاش می­کنند و عناوینی را هم مطرح می­کنند که هم خودشان در دلشان به خودشان می­خندند و هم ما را به خنده می­اندازند.  البته از عنصر بی عقل باید همیشه مراقبت و پرهیز کرد.

 ولی الان امید آنها به شکل متمرکز به کار بلندمدت منتقل شده است. گفته­اند که اینها را نمی‌شود اینطوری از پا درآورد؛ می­توانیم اذیتشان کنیم ولی نمی­تونیم براندازی کنیم.

 دستور کار آن­ها براندازی و ریشه­کنی است چنانکه دستور کار ما هم نسبت به آنها ریشه­کنی است. تعارف که نداریم، ما هم هر چه به دستمان برسد کوتاهی نمی­کنیم. غرض اینکه آنها در رویارویی به این نتیجه رسیده­اند  آن جایی که باید با ما رویارویی در امتداد داشته باشند بلند مدت و از جنس فرهنگ و تربیت است. اینجا جایی ­است که الان صف آرایی صورت گرفته است.

چه پایگاهی می­تواند در اینجا به فریاد ما برسد و نجاتمان دهد؟ مسجد است که می­تواند نجات دهد. همانطور که امام از روز اول در یک جمله فرمودند و مساله را حل کردند: « مسجد سنگر است، سنگرها را حفظ کنید».

 دوستان می­دانند: ما به این فرمایش امام عمل نکردیم. همان جایی را که امام فرمودند: سنگر است، ما سنگر ندانستیم. جایی را که فرمودند حفظ کنید ما رها کردیم، معلوم است که نباید وضعیتمان بهتر از اینها باشد.

 البته این چیزی که من می‌گویم کلی نیست و شما منظور مر متوجه می­شوید. بعضی جاها را هم داشته­ایم که واقعا سنگر بوده است و از آن حفاظت هم کردند ولی آنطور که باید حفظ و سرمایه­گذاری می­کردیم، حضور پیدا می­کردیم نبوده است.

منظور شکل مطلوب مسئله است و عرض من نافی زحمات، تلاش­ها و خدمات نیست. همین مقدار هم که پابرجا هستیم به خاطر همین فعالیت­هاست.

در هر صورت شرایط در آینده پیچیده­تر خواهد بود. ای کاش یک زمانی این موضوع در دستور جلسات دوستان قرار گیرد و روی این نکته بحث دقیق­تر و فنی­تر انجام شود.

 تنها جایی که در آن تربیت اساسی و عمیق اتفاق می‌افتد مسجد است. هرچه هم که شما دارید از مسجد دارید. تمام نیروهای اصلی، محصول تربیت‌های مسجدی هستند. مسجد در این زمینه بدیل ندارد.

شما چه جایگزینی برای مسجد معرفی می­کنید؟ بفرمایید حسینیه. آیا حسینیه خروجی مسجد را به شما تحویل می­دهد؟ بفرمایید مهدیه یا عناوین مذهبی دیگر که درست شده است چنین کارکردی دارد؟ بفرمایید فرهنگسرا. چه سنتی و چه مدرن آن حتی مدرسه‌ها آیا وقعا محصولی مشابه مسجد دارند؟

ما باید در خواب ببینیم که مدرسه به ما انسان الهی و انسان طراز انقلاب اسلامی را تحویل بدهد.

 آنی که می­تواند و از عهده برمی­آید مسجد است. مسجدی که مرضی خدای متعال و اولیای خداست.

همه ما باید با این نگاه برای فعال­سازی مسجد متمرکز شویم. در مسجد با هماهنگی طبیعی خودش اتفاقاتی مبارک رخ خواهد داد. بزرگترین چیزی که مسجد را بطور کلی ازحیز انتفاع خارج می‌کند اختلاف مسجدی‌هاست، باید فاتحه آن مسجد را بخوانید، یک خط قرمز دور آن بکشید

کارکرد اصلی مسجد تولید اخوت است.

کارکرد مسجد تولید اخوت ایمانی است. اگردر مسجد مومنین روبروی هم سنگر بندی کنند آن مسجد را باید خط بزنید چون دیگر به درد امام زمان و اولیای خدا نمی­خورد.

این نکته کلیدی است.  ماموریا این جمع ما حل مسائل مربوط به اختلاف درونی مسجد بین پایگاه و امام جماعت و مدیر مسجد است.  آقای حاتم پوری راجع به امنا فرمودند: هیات امنا انشاالله تدبیر می‌شود. تدابیری که البته پیچیدگی‌های خودش را دارد ولی انشاالله به تدریج توسط همین بچه‌ها معالجه می‌شود.

 باید همین بچه­ها به فضای امنا وارد شوند. نباید درگیر شد بلکه باید تدبیر کرد. کار سختی است که باید آنرا به لطف خدا انجام داد.

ولی در محور پایگاه - امام چیزی است که الان موضوع کار ماست. این آن بخشی است که باید آن­را اورژانسی تلقی کنیم. اولا زمینه‌های بروز اشکالات را برطرف کنیم. باید دوستان بشینند و هم­اندیشی کنند.

الان آقای اصغری اشاره­ای کردند که مساله عاطفی است. وقتی شما می­خواهید مسئولی را برای پایگاه انتخاب کنید نزد امام مسجد که  مدیر و آقای محل است شرفیاب می­شویم و می­پرسیم آقا شما چه کسی را می‌پسندید؟ اگر شخصی را شما پیشنهاد دارید بفرمایید و شرایط این مسئولیت این چیزهاست. ما این این چند نفر را پیشنهاد می­کنیم، شما کدام را می‌پسندید؟

 نظر خاصی ندارند ولی از جهت رعایت احترام و جهات عاطفی از فردا میانه آقا با این شخص خوب خواهد شد. ما نمونه‌هایی را دیده­ایم که هیچ وقت اصلاح نشد، حرفشان اینست که ایشان را با من هماهنگ نکردند. این یک بحث عاطفی است و تدبیر می­خواهد تا زمینه‌ها و ریشه‌هایش به لطف خدا حل و فصل شود.

  از طرفی باید ما مرتبا با ائمه محترم جماعات در مورد بسیج و بسیجیان و پایگاه‌ها گفت وگو کنیم، از طرف دیگر دوستان بسیج و فرمانده‌های عزیز نواحی راجع به محوریت امام در مسجد بگویند تا به لطف خدای متعال این فرهنگ شود.

همه تدابیری که دوستان داشته­اند اقداماتی مبارک ومغتنم است. حاشیه‌ها و اختلافات را اورژانسی تلقی کنید.  سراغش بروید و مراقبت کنید و هم اجازه ندهید شکل بگیرد. خوشبختانه در این خصوص کارگروه هم پیش­بینی شده است.

    اما اولویت اصلی را باید شکل­گیری شوراها و همکاری‌های فرهنگی درون مسجد بدانیم. من به دوستان گفتم: هر جایی که اختلافات داخلی باشد معنایش این است که اینها بیکار هستند؛ چون اگر کار داشته باشند و فعال باشند می­دانند که آنقدر کار برای انجام دادن هست که فرصتی برای این بگو مگو‌ها باقی نمی­ماند.

اگر در جایی بگو مگو هست معلوم می‌شود اینها بیکارند که به جان یکدیگر افتاده­اند وگرنه دشمن، یکی یکی بچه‌های محله ما را داره صید می‌کند و ذهن آنها و حتی بچه‌های خود ما‌ را هدف­گیری کرده است. آن وقت ما داریم با هم سر لحاف ملا داریم مرافعه می­کنیم. *

 باید بدانیم  اگر همه ما شبانه روز کار کنیم باز جا برای دیگران هست که بیایند و کار کنند. انشاءالله با فعال­تر شدن شما و پیدا شدن ظرفیت­ها، شاهد اتفاقات بسیار خوبی خواهیم باشیم.

دوستان عزیز، این فصل تازه همکاری‌ها را خیلی مغتنم بدانند، این­را دست کم نگیرند، به دست آمدن این فرصت مساله آسانی نبوده است؛ همین فرصتی که الان پیش آمده و ما پیش هم هستیم و تصمیم گرفته­ایم تا با هم کار را پیش ببریم. ما جزء بسیجی‌های قدیمی محسوب می­شویم و از بن دندان و از ریشه به حقیقت، اساس به همه جهات بسیج ایمان و اعتقاد داریم؛ به این بسیجی بودنمان افتخار کرده­ایم و افتخار می­کنیم، کارت بسیج هم همیشه در جیبمان هست و پرونده ما در بسیج مایه افتخار است. چیزی است که می­توانیم آنرا در شب اول قبر ارائه کنیم و در این موضوع تعارف نمی­کنیم.

همه دوستان در اینکه مسجد باید احیا و شکوفا شود مشترک هستند. بنابراین هیچ بهانه­ای نداریم، باید بایستیم کار کنیم، با هم بنشینیم حرف بزنیم و اشکالات را برطرف کنیم، رفت و آمد کنیم، آقایان را باهم بنشانیم، وقت بگذاریم. مثل باز شکاری بالای سر اختلافات حاضر شویم و نگذاریم بین دوستان نواحی اختلافی عمیق شود. به طرفین بگوییم این حرفی که پیش آمده چیز مهمی نیست و مساله را همانجا باید حل و فصل کرد.

 عرایض من تمام است. انشاءالله که این جلسه هم به عنایت الهی و به لطف حضرت سیدالکریم(ع) که در مجاورت حضرت است انشاالله به نتیجه خواهد رسید.

۲۳ بهمن ۱۳۹۲ ۰۱:۰۳

اظهار نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید